جعبه ابزار مدیریت

Management Tool Box

من مدیر سازمان هستم. در کدام حوزه های مدیریت و چقدر از هر کدام باید بدانم تا به سود تضمینی برسم؟

امروزه عمق علوم انسانی از جمله رشته مدیریت بسیار افزایش یافته است. از همین رو مدیران عامل و مالکین کسب و کارها، فرصت پرداختن و آموختن همه حوزه های مدیریت را ندارند. توجیهی هم ندارد!

نیاز نیست من مدیرعامل به اندازه یک متخصص منابع انسانی بدانم. یا یک اقتصاددان حرفه ای باشم. همین که از هر حوزه مدیریت آن قدر بدانم که در بازار به صورت پایدار از بقیه رقبا جلوتر باشم، کافی است.

سازمان یادگیرنده؛ قهرمان بازار رقابت

آنچه که در جعبه ابزار مدیریت به شما کمک خواهد کرد!

دکتر امید پیروز، در جعبه ابزار مدیریت، ابزارهای قدرتمندی را برای موفقیت تضمینی در بازار به شرح زیر در اختیار مدیران قرار داده است:

مدیریت زمان

ابزاری به نام “مدیریت زمان” (Time Management) در جعبه ابزار مدیریت، توان شما را برای انجام فعالیت های موازی در کمترین زمان به طرز چشمگیری افزایش می دهد.

مدیریت هزینه

ابزار “مدیریت هزینه” (Cost Management) در جعبه ابزار مدیریت به شما این امکان را می دهد تا با شناسایی درست فعالیت های واقعی هزینه بر، مدیریت هزینه ها را در دستور کار سازمان قرار دهید.

مدیریت ریسک

ابزاری به نام “مدیریت ریسک” (Risk Management) در جعبه ابزار مدیریت دکتر پیروز، به شما راهکارهای اصولی برای تعیین میزان ریسک منطقی در بازار را آموزش می دهد.

مدیریت کیفیت

ابزار “مدیریت کیفیت” (Quality Management) ساز و کاری را به شما آموزش می دهد تا بتوانید با دستیابی به تحلیل درست از محصول یا خدمت خود، سطح کیفی بهینه را استخراج نموده و کالای با بهترین قیمت به بازار عرضه کنید.

مدیریت منابع

ابزار “مدیریت منابع” (Resources Management) در جعبه ابزار مدیریت، تکنیک های حرفه ای را برای جذب، نگهداری و تخصیص منابع مورد نیاز سازمان به شما آموزش می دهد.

مدیریت تدارکات

ابزار “مدیریت تدارکات” (Purchase Management) به صورت ساختارمند، نکات کلیدی و کاربردی را برای افزایش موفقیت در تامین مواد اولیه و افزایش حاشیه سود کسب و کار به شما آموزش می دهد.

مدیریت محدوده

ابزار “مدیریت محدوده” (Scope Management) به صورت هنرمندانه میزان تعهدات لازم و کافی برای جلب رضایت حداکثری مشتری یا کارفرما را به سازمان شما آموزش می دهد.

مدیریت ارتباطات

ابزار “مدیریت ارتباطات” (Communication Management) آموزش های حرفه ای برای ایجاد تعاملات اثربخش، فنون مذاکره تجاری و غیر تجاری، شخصیت شناسی، تحلیل زبان چهره و بدن، آداب تشریفات، جامعه شناسی ایرانی و بین الملل و…  را پیش روی کسب و کار شما قرار می دهد.

مدیریت یکپارچگی

ابزار “مدیریت یکپارچگی” (Integration Management) با آموزش تخصصی مدیران ارشد سازمان، آن ها را برای تدوین فرایندهای یکپارچه و تشویق به مشارکت کارکنان تحت نظارت برای تحقق هدف یا اهداف سازمانی آماده می کند.

جعبه ابزار مدیریت چیست و چه می کند؟

واقعا گیج کننده است! انواع پکیج های آموزش مدیریت، سمینارهای کوچینگ، منتورینگ، انواع دوره های MBA و DBA و پیج های اینستاگرامی درآمد دلاری و افزایش فروش، بیش از آن که به راهگشایی کمک کنند باعث سر در گمی می شوند. بالاخره راه درست افزایش سود در بنگاه اقتصادی چیست؟ در کدام دوره های آموزش مدیریت شرکت کنم؟ از چه کسی مشورت بگیرم؟ کارکنان من برای موفقیت سازمان، به چه آموزش هایی نیاز دارند؟

جعبه ابزار مدیریت دکتر امید پیروز، مجموعه ای از کامل ترین، به روز ترین و ضروری ترین آموزش های مدیریت برای موفقیت تضمینی در بازار است که ویژه سازمان شما طراحی می گردد.

چرا جعبه ابزار مدیریت؟

  1. با داشتن جعبه ابزار مدیریت، از شرکت در دوره های مختلف و پراکنده مدیریت بی نیاز می شوید.
  2. تا 50% صرفه جویی در زمان و هزینه آموزش سازمان خواهید داشت.
  3. هر جعبه ابزار مدیریت، با نیاز سنجی و شناخت درست، فقط ویژه نیاز سازمان شما اجرا می گردد.
  4. به زبان قابل فهم و کاربردی برای کسب و کار شما طراحی گردیده است.
  5. جلسه مشاوره پیش از استفاده از جعبه ابزار را خواهید داشت.
  6. در دوران استفاده از جعبه ابزار، از مشاوره های 360 درجه و اختصاصی دکتر امید پیروز بهره خواهید برد.
  7. ارتقای فرهنگ سازمانی، افزایش سهم از بازار و سود کسب و کار در پایان استفاده از جعبه ابزار تضمین می شود.

جعبه ابزار مدیریت مناسب چه کسانی است؟

  • اگر مدیرعامل یا مالک یک سازمان هستید…
  • اگر صاحب یک کسب و کار نوپا هستید…
  • اگر قصد توسعه بازار یا توسعه محصول در کسب و کار خود را دارید…
  • اگر ورشکست شده اید و به دنبال بازگشت قدرتمند به بازار هستید…
  • اگر سرمایه دارید و راه درست اداره یک بنگاه اقتصادی را نمی دانید…

جعبه ابزار مدیریت، اصولی ترین و بهترین راهکار برای دستیابی به سود بیشتر در بازار است.

جعبه ابزار مدیریت چه ارمغانی برای سازمان من خواهد آورد؟

پس از استفاده از آموزش های حضوری و کاربردی جعبه ابزار مدیریت، بلافاصله شاهد تغییر نگرش در تمام ارکان سازمان خواهید بود. رویکردی مثبت به سمت تحقق اهداف و آمادگی برای پذیرش تغییرات آینده از دیگر نتایج آموزش های جعبه ابزار است. در میان مدت، شاهد تلاش ها برای اصلاح، حذف، ایجاد و استقرار فرایندها هستید. حرکت از سوی ساختار جزیره ای به سوی ساختار یکپارچه از دیگر نتایج میان مدت است. در بلند مدت، کارکنان سازمان شما با درک مشترک از منافع، برای کسب سود بیشتر برای سازمان تلاش می کنند. همه این ها نهایتا منجر به افزایش توان رقابت پذیری شما در بازار رقابتی و دستیابی به سهم بیشتری از بازار منجر خواهد گردید. 

چه ابزارهایی در جعبه ابزار مدیریت وجود دارند؟

اگر مدیر هستید، زمان شما از جنس طلاست! باید در زمان محدود به همه امور سازمان سروسامان دهید. رسیدگی به امور مالی، جلسات کاری با کارکنان تولید، بررسی عملکرد واحد فروش و… همه و همه در طول یک روز توان و انرژی مدیر را در طول روز می گیرد.

نکته مهم تر اینجاست که شما باید به بهترین شکل ممکن از پس همه حوزه ها بر بیایید. اما آیا یک مدیر باید به همه حوزه های مدیریت مسلط باشد؟ مگر شدنی است؟ واقعیت این است که در مدیریت کسب و کار، نمی توان همه فن حریف بود. با این حال نیاز است از هر حوزه مدیریت به قدری بداند که از رقبا قدرتمند تر عمل کند.

مدیریت زمان، ابزار بهره برداری بهینه از زمان

انسان محدود به بعد زمان است. چه در ایران، چه جنگل های آمازون و چه در سوئیس باشی، 24 ساعت در روز برای انجام فعالیت ها فرصت دارید. فرصت ها هم سر بزنگاه ها خودشان را نشان می دهند. باید آنقدر تمرین کرده باشید و آموزش دیده باشید، تا از فرصت ایجاد شده بیشترین بهره را به چنگ بیاورید. هنر مدیریت درست زمان و بهره برداری بهینه از فرصت ها به دست نمی آید، مگر با تمرینات ذهنی و استفاده از ابزارها و تکنیک های روزآمد و حرفه ای.

مدیریت هزینه، جایگزین کاهش هزینه

طبق تجربه ای که دارم، اولین اقدام اکثر مدیران همزمان با تغییر شرایط محیطی و افزایش رقابت در بازار، کاهش هزینه های سازمان است. از تعدیل نیرو گرفته تا حذف هزینه های غیر ضروری و ضروری برای حفظ بقا.

حال سوال اساسی اینجاست: آیا همیشه کاهش هزینه ها منجر به افزایش سود بنگاه اقتصادی می شود؟ باید بگویم: خیر! بهتر است بگویم، الزاماً کاهش هزینه سازمان با افزایش سود ارتباط مستقیمی ندارد. ای بسا کاهش هزینه های فعلی، در آینده هزینه های سنگینی را به سازمان تحمیل کند. به طور مثال، قطع همکاری با یک نیروی کار حرفه ای برای کاهش هزینه ها، دست شما را از سود بیشتر در آینده کوتاه می کند.

مدیریت ریسک؛ میزان ریسک منطقی در بازار

شیرجه زدن در اقیانوس مقادیر زیادی جگر با چاشنی کم عقلی می خواهد. گاهی اوقات مدیران عامل یا مالکین کسب و کار، ریسک پذیری (مخاطره پذیری) را با بی احتیاطی اشتباه می گیرند. مرز این دو واژه، خیلی تاریک است. شما به عنوان صاحب یک بنگاه اقتصادی، باید بدانم چه زمانی، با چه منابعی و در چه شرایطی باید ریسک کنم. بر طبق کار مطالعاتی که در خصوص کارآفرینان موفق داشتم، این نتیجه به دست آمد: داشتن ریسک متعادل، رمز موفقیت در بازار است. فعالیت بدون ریسک هم از شما کاسب نمی سازد. گاهی باید از خط قرمزها در بازار عبور کنید. این زمان ها، همان بزنگاه هایی است که می تواند با سبقت درست، رقبا را در آینه عقب سازمانتان تماشا کنید.

مدیریت کیفیت؛ سطح کیفی مورد انتظار مشتریان

یکبار برای همیشه به این پرسش ذهنی صاحبین کسب و کار پاسخ دهیم. موافقید؟

آیا کیفیت بالاتر، افزایش رضایتمندی مشتری یا کارفرما را به دنبال خواهد داشت؟

در جواب باید بگویم: خیر! خوب دقت کنید که افزایش کیفیت با افزایش هزینه و زمان تولید همزاد است. پس نمی توان کالای یا خدمات با کیفیت و در عین حال ارزان داشت. وقتی با کیفیت بازی می کنید، مشتری در یک محدوده از سطح کیفی، محصول شما را می پسندد یا نمی پسندد. کیفیت نسبی پایین تر در قیاس با رقبا، مشتری را ناراضی و افزایش بیش از حد کیفیت نسبت به سایر رقبا، افزایش قیمت و در نهایت نارضایتی را در پی خواهد داشت.

پس حرکت اصولی در “محدوده کیفیت مورد پذیرش مشتری یا ذینفع”، سازمان شما را در بازار پیش خواهد انداخت.

مدیریت منابع؛ استفاده بهینه از منابع محدود

در ذات منابع، محدودیت وجود دارد. پول محدود است. دسترسی به کارکنان ماهر محدود است. فضای فیزیکی سازمان شما محدود است. حالا که محدودیت وجود دارد، مدیر سازمان نقش اساسی را بازی می کند. از مدیریت منابع انسانی گرفته تا مدیریت منابع مالی برای خرید تجهیزات، ماشین آلات، مواد اولیه و مواد مصرفی. در واقع، برنده بازی، کسب و کار یا سازمانی است که بتواند با به کارگیری درست منابع در زمان مناسب، بیشترین سود را نصیب سازمان کند. به زبان ساده تر، نه بریز و بپاش داشته باشد و نه گلوی سازمان را بفشارد.

مدیریت تدارکات؛ نکات خرید مواد اولیه و منابع

نیمی از سود در خرید درست مواد اولیه است. از خرید اصولی محتویات یک ساندویچ کوچک تا خرید خوراک اولیه یک پتروشیمی بزرگ! هنر تامین مواد اولیه در زمان طلایی و با هزینه بهینه، رمز موفقیت سازمان های پیشروست. این که در چه حجمی بخریم؟ کدام ماده اولیه اولویت خرید سازمان است؟ از کدام تامین کننده بخریم؟ در چه زمانی سفارش گذاری را انجام دهیم؟ چانه زنی را برای قیمت چطور انجام دهیم؟ پرسش هایی است که یک مالک کسب و کار یا مدیرعامل یک سازمان مرتبا با آن دست و پنجه نرم می کند.

با فرض این که می دانیم که خرج کردن پول، از درآوردن پول به  مراتب سخت تر است، چاره ای جز آشنایی با روش های اصولی مدیریت تدارکات نداریم.

مدیریت محدوده تعیین سقف تعهدات به مشتری

توقع مشتری، کارفرما یا ذینفعان را بالا نبرید! همه ما برای کسب پول بیشتر هیجان بالاتری داریم و از روی همین هیجان، در لحظه فروش محصول یا خدمات، تعهداتی می دهیم که بعدها سازمان و به ویژه بخش پشتیبانی فروش را گرفتار می کند. شما قولتان را از یاد می برید، ولی مشتری ماه ها بعد به یادتان می آورد. پس باید دانست که چه میزان تعهد را در قبال پولی که از کارفرما یا مشتری دریافت می کنید، بدهید. بی تعهدی یا کم تعهدی، مشتری را ناراضی و تعهد بیش از حد کسب و کارتان را دچار چالش های جدی و حتی درگیری در مسائل حقوقی خواهد کرد.

مدیریت ارتباطات؛ تعاملات اثربخش ارزش آفرین

همه جا دنیا، ارتباطات حرف اول را می زند. این قانون قطعی است. اگر بگویم که بیشترین زمان یک مدیر عامل یا مالک کسب و کار بایست صرف توسعه شبکه ارتباطاتش شود، گزاف نگفتم. ارتباطات درست با افراد و گروه های درست، هزینه های زندگی کاری و شخصی شما را به طور چشمگیری کاهش خواهد داد. بسته به اندازه کسب و کارتان، نزدیکی به مراجع تصمیم گیری در صنعت یا صنف یا مراکز قدرت در کشور، برگ برنده شما در قمار بازار است. ارتباطات، چهره دیگری هم دارد که اگر درست بنا نشود، همه چیز را به چشم بر هم زدنی زیر و رو می کند.

مدیریت یکپارچگی؛ راهکارهای فرار از ساختار جزیره ای

در مشاوره هایی که داشتم، پای درد دل سازمانهایی نشستم که کارکنان متخصص و متعهد داشتند. هم کار را می شناختند و هم با وجدان کار می کردند. اما نتیجه نگرفته بودند! شما فکر می کنید ریشه مساله کجا بود؟ هر شخصی توی قایق خودش با تمام توان پارو می زد و به جهت حرکت کشتی سازمان توجهی نداشت.! گاهی برایند توان همه ارکان سازمان در یک سمت و سو نیست. در سطحی دیگر، فرایندهای سازمان همدیگر را برای رسیدن به هدف اصلی پوشش نمی دهند. برای موفقیت سازمان در بازار، می بایست یکپارچگی و یک صدایی وجود داشته باشد. به طور مثال ادبیات واحد فروش با سایر بخش های سازمان یکی باشد تا مشتری احساس دوگانگی در کلام  و رفتار نکند.